تبلیغات
هواداران جبهه دموكراتیك ایران( اصفهان)

طبرزدی:پیش از هر سخنی بر خود لازم می دانم شهادت محسن را به خانواده اش به ویژه مادر داغدار و پدر رنج دیده اش تسلیت بگویم.به واقع نوشتن در این باره سخت است و انگار انگشتانم احساس سنگینی می کند. من دیروز که نام روح الامینی را شنیدم نا خود اگاه ذهنم به سمت کسی رفت که گذشته ها او را می شناختم. یعنی سال های ۶۲-۶۳ .با خودم گفتم نکند این فرزند همان دوست پیشینم باشد. اما باور نکردم. زیرا ان کسی را که من می شناختم،از نیرو های به شدت راست و وابسته به جمهوری اسلامی بود. مگر ممکن بود فرزند او را همین جمهوری اسلامی با ان شقاوت کشته باشد! ولی امروز که نامه ی سردار علایی را خواندم متوجه شدم که خودش است. دو چندان جا خوردم.

اقای روح الامینی دانشجوی پزشکی دانشگاه تهران بود. او از دوستان اقای دکتر صدر،مهندس عزت اله ضرغامی،مهندس حسین محمدی ،دکتر مخبر،مهندس کاتوزیان،مهندس عسگری و ... بود. ما این تیم را  به عنوان کسانی می شناختیم که به جناح دست راستی سازمان مجاهدین انقلاب  گرایش داشتند و در جنبش دانشجویی و در سال های 61تا 64 به نحوی با هم همکاری داشتیم.


  • آخرین ویرایش:-
یکشنبه 4 مرداد 1388  10:33 ب.ظ

درود بر تو چه دوست باشی چه دشمن

در این یک ماه گذشته  دردناک ترین چیز برای ما تخریب وبلاگمان توسط عوامل رژیم نبود که کاری کردند که دیگرمطالب قبلی دیده نمی شوند  و یا این نبود که  اعتراضات میلیونی مردم نتیجه نداد ویا حتی این نبود که به تعداد زندانیان سیاسی افزوده شد بلکه به سادگی این بوده که  نمیتوانیم مطمئن باشیم آمار کشته های  اعتراضات مردمی که اغلب هم  گلوله ای را در قلب خود  در آخرین لحظه عمرشان یافته اند همین باشد که تا به حال بوده.

این نوع برخرد با مردم از طرف حکومتگران ایران در صد ساله گذشته بارها  انجام شده، از حوادث مشروطیت و مجلس گوهر شاد گرفته تا 15 خرداد و در جمهوری اسلامی حداقل همین  به گلوله بستن جوانان مردم به صورت علنی در خیابانهای  تهران.

مردم ایران راه بسیار سختی را برای استقرار  یک حکومت عادل، با گذشت و دموکرات در پیش دارند که مشخص نیست چه زمانی محقق میشود ولی مطمئنا پدیدار می گردد.

در ضمن ما شکل  وبلاگمان را به همین شکل که به دفتر انشاء دانش آموزی می ماند که مدیر مدرسه اش انشاء هایش را دوست نداشت و دفتر را پاره پاره کرده ، حفظ می کنیم، بی شک جاهایی به شدت خواهد سوخت.


  • آخرین ویرایش:-

همان گونه که در اعلامیه های پیشین اعلام کرده  بودیم، تحت هیچ شرایطی نمی توان از رژیم ولایت فقیه و شورای نگهبانش انتظار داشت تا انتخاباتی دموکراتیک،عادلانه و سالم بر گزار کند. این انتخابات نیز نه دموکراتیک بود و نه عادلانه و نه سالم. یک انتخابات، زمانی دموکراتیک است که نظارت استصوابی وجود نداشته باشد و کاندیداها از طرف مردم و احزاب تعیین و معرفی شوند و نه این که از سوی شورای نگهبان و حکومت. در نمایش انتخابات اخیر،به راحتی شورای نگهبان همه ی کاندیداها را قلع و قمع کرد و حتا پیش از ان به احزاب مستقل از حکومت اجازه نداد تا کاندیدا معرفی کنند. رژیم از جلسات خانگی اپوزسیون جلو گیری کرد چه رسد که اجازه ی فعالیت یا معرفی کاندیدا به ان ها بدهد.پس عدم دموکراتیک بودن هر نوع انتخابات در رژیم دینی زیر نظر ولایت فقیه بر همگان اشکار است و نیاز به توضیح بیشتر نمی باشد.


  • آخرین ویرایش:یکشنبه 4 مرداد 1388
دوشنبه 25 خرداد 1388  10:59 ب.ظ

درود بر ملت شجاع ،شریف و ظلم ستیز ایران به ویژه اصفهان                                                          

هزاران نفر از مردم شریف اصفهان همگا م با دیگر هموطنا نشان  امشب  با حضور در نقاط حساس و مهم شهر به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری اعتراض گسترده نشان دادند. همزمان با حضور مردم، نیرو های بسیجی و لباس شخصی های اصفهان که بیش از هر شهر  دیگر ی در ایران در اصفهان وجود دارند  در صحنه حاضر شدند و به سرکوب شدید مردم  پرداختند . خیابانهای اطراف دروازه شیراز از ازدحام بیشتری برخوردار بود.          به هر حال با وجود اینکه حقیقت اصلی این جریانات جنگ قدرت سران جمهوری اسلامی است ولی آ نچه مسلم ا ست این است که حق بزرگی از میلیونها ایرانی بار دیگر ضایع شده است که از جمهوری اسلامی بیسا بقه نیست. علت اینکه اینبار مردم به این شکل با حضور در خیا با نها  و سر دادن شعار حقیقت جمهوری اسلامی و ظرفیتهای  سیا سیش  را بر جهانیان آشکار نمودند به آموختن درس از گذشته  سیاسی خاموششان بر می گردد که اتفا قا همان آقایانی که در دوران خاتمی با ترسشان فرصت اعمال نظراتشان را از دست دادند این با در خیابانها حضور محسوسی داشتند. نتیجه هر چه باشد بیشک برنده حقیقی مردم خواهند بود ، حال به چه اندازه د راین مسیر  می توانند  جلو بروند بیش از هر چیز به استقامت رهبران اعتراض با تمامی ظرفیتشان بر می گردد که البته از نظر قانون جمهوری اسلامی هم شخص رفسنجانی ریاست مراکزی را در جمهوری اسلامی به عهده دارد که به راحتی میتواند به ا هرم فشار تاثیر گذاری تبدیل شود و با روحیه ای که موسوی از خود نشان داد و ثابت کرد از خاتمی عملگراتر است می توانند با حمایت ثابت مردم به فضای سیاسی ایران اکسیژن جدیدی بدمند. همه این فرضها ایده آل ما را به بار نمی آورد ولی حرکت در راهمان را آ سانتر میکند.                                                 

زنده باد مردم شجاع و حق طلب ایران


  • آخرین ویرایش:-
دوشنبه 25 خرداد 1388  10:43 ق.ظ

چه سا لهایی بود که طی آن رفسنجانی قدرت بلامنازع جمهوری اسلامی  بود و در هر انتخاباتی به راحتی با کمک بسیاری از همین اصلاحطلبان فعلی خصوصا موسوی خوئینی ها ،بدون در نظر گرفتن آراء و امیدهای کاندیداها و رای دهندگان ترکیب مجلسهای مختلف شورای اسلامی و دولت را  شکل می دادند و  آنچنان  نادیده گرفتن  نظرات میلیونهارا چه به صورت عقیدتی و چه شکل فنی به عواملانشان می آموختند که آنان گوی را از خودشان ربودند و چندین سال است که با آموختن آن فوت آخر کوزه گری دیگر مجال به ظهور رئیس سابقشان نمی دهند.                                     


  • آخرین ویرایش:-
پنجشنبه 14 خرداد 1388  01:52 ب.ظ

آنجا که پای حقایق به میان می آید هیچ پنهانکاری و انکاری نمی تواند از نیرو و تاثیر حقیقت در جامعه پیشگیری کند.                                                                                            

منا ظره دیشب احمدی نژاد و موسوی به راستی پرده از سی سال کتمان اختلاف،دشمنی،فساد،دروغ پردازی و قدرت طلبی ی میان لایه های با لای جمهوری اسلامی  کنار زد. آنچه  در این سی سال مردم دائما از ایمانشان دال بر وجود فساد گسترده مالی و سیاسی در میان رهبران جمهوری اسلامی سخن می گفتند ، از طرف مخالفان همیشه پر ادعای خارج نشین جمهوری اسلامی به اثبات نرسید بلکه به روشنی  از طرف نمادهای سیاسی دو جناح جمهوری اسلامی که کاندید ریاست جمهوری هم هستند بیان و عنوان شد.                    


  • آخرین ویرایش:پنجشنبه 14 خرداد 1388

این روزهاکه غوغای انتخابات فضای سیاسی کشورما را اشغال کرده است،میهن ماروزهای بحرانی وابهام آوری رامیگذراند ومترصد تغییرات اساسی در سیاست حکومت است که هم اکنون نگران کننده وحساس شده است.هرچندبه تکرار گفته ایم اوضاع کشوررا ازدوجهت باید مورد مطالعه قراردادوسرنوشت عمومی را دراین دوجهت ارزیابی کرد:
۱- اوضاع داخلی: پوشیده نیست که وضع داخلی ایران به اندازه ای درهم ریخته ونابسامان است که قلم را یارای تشریح وتوضیح آن نیست.حکومت جمهوری اسلامی ایران به حکم سیرت استبدادی،کشوررا برلب پرتگاه ورشکستگی،ناامنی،تجاوزخارجی،تحریم شدیدوعصیان عمومی قرارداده و نه تنهااساسا در اندیشه چاره گری ورهگشایی به سوی بهبود نیست بلکه روز به روزوساعت به ساعت موجبا ت افزایش این نگرانی ها،سردرگمی ها وناامیدیهارابرای ملت فراهم میسازد. غیرازترفندوفریب وتحکیم پایه های فرمانروایی خویش به هیچ کاری نمی اندیشد وبه هیچ تحرک اصلاحی درشئون مختلف حیاتی کشورتن درنمی دهد چنا نکه کشتی حیات ملی دردریای طوفانی دستخوش امواج خودسری ولجاجت قرار گرفته وآینده هولناکی رادرپیش نظر مجسم میسازد. اقتصادمتلاشی،تورم وفقرروزافزون،فساداخلاق عمومی،ترویج دزدی ورانت خواری، افزایش اعتیاد،رواج خشونت،ازدیاد فحشا،بیکاری فزاینده،شیاع بی د ینی وبی اعتقادی، زوال تربیت اداری،محیط زیست مسموم وترافیک سرسام آوروزندانی کردن جوانان به بهانه های گوناگون همه وهمه دستاورد حاکمیتی ست که مدت سی سا ل است برکرسی قدرت تکیه زده وپیوسته از رجز خوانیهای توخالی وشعارهای بی محتوا دم میزند. افزون براین گریزمغزهاازکشوربربی علاقگی به آثارتاریخی وباستانی وحتا تخریب آنها، ترویج اقتصاددلالی،گداپروری،عدم امنیت قضائی،تضعیف قوه قضائیه وتعطیل پی درپی کارخانه ها ازجمله پی آمدهای حکومتی ست که به نام مقدس دین محیط اجتماع وحیات روزانه ی مردم را مختل وبدین شیوه ی اندوهباردرآورده است.


  • آخرین ویرایش:-
پنجشنبه 7 خرداد 1388  01:17 ب.ظ

روزهایی که در آن به سر می بریم روزهای پیش ازبرگزاری اجرای بزرگترین نمایش از  سری نمایشهای انتخاباتی جمهوری اسلامی است که محور مشترک و ستون اصلی همه آنها در پایان نمایش همان چیزی است که نمایش با آن آغاز گشته  و هیچگاه تغییر نمی کند یعنی وجود و حیات یک نوع تفکر ولو در فرمهای گوناگون.                                                                                                                                 

در سالی که در سراسر جهان سیاست بارز ترین شعار : شعار تغییر است جمهوری اسلامی نیز  از زبان نمایندگانی از خود این شعار را دنبال می کند . نه این گروه به اصطلاح رفرمیست و نه هیچ گروه دیگری در قالب جمهوری اسلامی شناخت و درکی از عمق و ارزش  واژه وزین تغییر ندارند.            

سر آغاز تغییر در هر وجود عینی و انتزاعی شناخت حقایق و واقعیتها ی آن است تا در پرتو آنها پی به تواناییها و ظرفیتهای بالفعل و قوه آن برد.                                                                                       

حال چگونه است که در جهانی که  کلام برخی مدعیان تغییر در جهان که حتی وجود عینی شان هم نماد تغییر است باز هم به سختی با اقبال مواجه می شود ولی مدعیان داخلی ی از جنس جمهوری اسلامی با به نسیان کشاندن حا فظه تاریخی ملت ایران آ نان را تشویق به باروری امیدی میکنند تا در پی آن بتوانند نوری را در زندگی خود تصور کنند: ولی غافل از اینکه آ نان چه مدعی تغییر و چه غیر مدعی همگی سیاهچاله های آسمان جمهوری اسلامی اند که کوچکترین نوری را در فضای زندگی مردم ایران بر نمی تابند و آن را می بلعند.                                                                                                                             

 


  • آخرین ویرایش:-

پیش از گفتار

          پیش از شروع مطلب این هفته، لازم است دو سه نکته ای را توضیح دهم.

1. فکر نوشتن این مطلب پس از خواندن گفتگوئی که نشریهء اعتماد ملی چاپ تهران با آقای سید ابراهیم نبوی، طنزنویس و فعال سیاسی سرشناس مقیم خارج کشور انجام داده بود پیش آمد(1). ایشان، از آن زمان که به دلیل مشکلات پیش آمده در ایران به خارج از کشور آمده اند، همواره در دو مورد به صراحت سخن گفته اند؛ یکی اینکه خواهان به قدرت رسیدن ?اصلاح طلبان? در ایران از طریق انتخابات بوده و معتقدند که این گروه می توانند بسیاری از مسائل دولت و ملت را حل کنند. دو دیگر اینکه ?تحریم انتخابات? عملی است به ضرر اصلاح طلبان و، در نتیجه، علیه منافع مردم. بنظر من، در سال های اخیر کمتر کسی را می توان یافت که بصورتی منظم، با زبان جد و طنز و خشم و سرزنش، بصورتی مبسوط در این دو مورد نوشته باشد. باری، پس از خواندن گفتگوی اخیر ایشان با روزنامهء اعتماد ملی دیدم که می توان با اشاره به مطالب گوناگونی که از جانب ایشان، به عنوان نمونهء شاخصی از طرفداران انتخابات در رژیم موجود، طرح شده موضوع ?تحریم شرکت مردم در انتخابات? را با گستردگی و ریزبینی بیشتری مورد مداقه قرار داد.

2. البته قصد من در این مقاله پاسخگوئی به ایشان نیست بلکه می خواهم، با اغتنام از فرصتی که پیش آمده، و به مدد سخنان ایشان، به بررسی نظرات موافقان و مخالفان ?تحریم? بپردازم. اما، از آنجا که در ماه های اخیر دو سه باری مجبور شده ام در مورد برخی نقل قول های ایشان از مطالب گذشته ام توضیحاتی بدهم، امیدوارم نوشتن مقالهء حاضر حمل بر حملهء عامدانهء من به ایشان نشود. برای من، در آستانهء انتخابات ریاست جمهوری در ایران، آنجه اهمیت دارد استدلال های جمع بندی شدهء ایشان است و نه خوش آمدن یا بی علاقه بودن ما دو نفر نسبت به یکدیگر.


  • آخرین ویرایش:-
چهارشنبه 16 اردیبهشت 1388  04:40 ب.ظ

شهریور سال ۱۳۸۲ بود که پس از حدود نود شبانه روز سلول انفرادی در بند امنیتی ۲۰۹ به بند عمومی منتقل شدم. از ۲۶ خرداد ۱۳۷۸ تا ان تاریخ به جز دو زمان کوتاه در همان سال و سال ۱۳۸۱ همواره در سلول های انفرادی نگه داری شده بودم. بالاخره دست به اعتصاب غذا زدم و اعلام کردم که بیش از این  سلول انفرادی و زندان امنیتی را تحمل نمی کنم. من را به بند ۳۵۰ منتقل کردند. در حالی که زندانیان سیاسی در بند ۳ زندان شماره ی ۷ بودند. ولی برای من که همواره در زندان امنیتی به سر برده بودم ،تفاوت چندانی نداشت. مهم این بود که به بند عمومی انتقال می یافتم. پس از  کارت و عکس شدن چندین باره، در بخش پذیرش زندان و انجام تشریفات مربوطه من را به بند ۳۵۰ فرستادند. تا کنون ان جا را ندیده بودم و به همین دلیل برایم جالب بود. اما جالب تر این که من را به اتاق شماره ی ۶ فرستادندکه دلیل جالب بودنش  را خواهم گفت..بند ۳۵۰ دارای دو طبقه یا دو بند بود که پیش از انقلاب جزو مجموعه ی ۲۰۹ فعلی یا زندان ساواک ان دوره بوده است و گویا بزرگانی چون طالقانی در ان نگهداری می شده اند. به دلیل این که زندانی بسته  و تقریبا امنیتی و چسبیده به ۲۰۹و نیز با سلول های بزرگ است که در هر کدام حداقل ۲۰ زندانی نگهداری شده و بچه هایی که در دهه ی شصت زندانی بوده و جان سالم به در برده اند ، مدعی هستند که در این سلول ها تا ۱۰۰ نفر جا داده می شد. البته ان دوران دهه ی شصت بوده و  تیر وتفنگ و بمب و ترور و اعدام که حتا در این بند، زندانیان را به صورت امننیتی و با چشمان بسته نگه می داشته   و به طور دایم برای شکنجه و اعدام به سراغ ان ها می امدند. ما دهه ی هفتادی بودیم و  سخن از نقد و اعتراض و گفتن ونوشتن و شاید به همین دلیل و دلایل تغییر اوضاع و احوال ،شرایطمان خیلی بهتر بود.در هر حال این زندان اوین تاریخ بسیار تراژیکی دارد و امیدواریم روزی به پارک موزه تبدیل شود و بیش از این در این بخش شمالی و زیبای تهران شکنجه ای صورت نگیرد و اعدامی انجام نشود و به جای ان در این قطعه از خاک نفرین شده شادی و زندگانی حاکم شود.                                                                                                                                  در هر حال ان روز وقتی من را به اتاق ۶ منتقل کردند چهره ی اشنایی را دیدم. این چهره ی اشنا کسی جز دکتر هاشم اقاجری نبود.او را در سال ۱۳۵۸ و در بحبحه ی انقلاب فرهنگی در وفتر تحکیم وحدت دیده بودم.  از ان روز ۲۴ سال گذشته بود اما اینک هر دوی ما در سلولی در بند ۳۵۰ زندان اوین به هم رسیده بودیم. او به دلیل انتقاد از اسلام اقتارگرا به اعدام محکوم شده بود و من به جرم اقدام علیه امنیت ملی و پس از ۵ حبس های مکرر هنوز در بازداشت موقت و بلا تکلیفی به سر می بردم. در هرصورت برای هردوی ما روز جالب،پنداموز و به یاد ماندنی بود. من و دکتر اقاجری مدت ۱ سال در همین سلول شماره ی ۶ زندان ۳۵۰ با هم زندگی کردیم و خاطرات شیرینی از این دوره  باقی ماند و البته ان دوره برای هردوی ما به اتمام رسید. برای این که در زندگی بشری هیچ چیز پایدار نیست و به قول هراکلیتوس ذات این دنیا تغییر است.ان روزها دکتر اقاجری بارها به من پیشنهاد داد تا خاطراتم را بنویسم. برای این که من بارها بخشی از خاطراتم را برای او تعریف کردم و او کنجکاوانه گوش می داد. این استاد تاریخ اسلامی در دانشگاه تربیت مدرس برایش این نکته بسیار جالب بود که بداند چگونه است که فردی از رادیکالیسم مذهبی-انقلابی به لیبرالیسم و سکولاریسم افتاده است. البته او نیز در مواضع خود تغییرات زیادی داده بود اما نه به شدت و سرعتی که من طی کرده بودم. من البته در پاسخ به او همواره تاکید می کردم که هنوز زمان لازم برای خاطره نویسی فراهم نشده است. البته از این که می دیدم امکان استفاده از کاغذ و قلم و کتاب فراهم گردیده تا حدودی ذوق زده شده بودم. و مدت حدود ۵ سالی تا ۴ خردادئ ۱۳۸۷ که ازاد شدم و در همین اتاق شماره ی ۶ بودم یک لحظه از خواندن و نوشتن باز نماندم.   من در همین رابطه دست به قلم بردم و متنی تحت عنوان <<اقتارگرایان علیه حقوق بشر>>را نوشتم . این متن ترکیبی است از خاطرات و اتفاقات وارده بر ما و نیز اشاره هایی است به مطالب فکری و نقد اموزه های ایدئولوژیک. و ارایه ی اسنادی عینی برای اثبات عدم استقلال قوه ی قضاییه ی اسلامی.    پس از اتمام ان به این فکر افتادم که چگونه ان را از زندان به بیرون بدهم. در ان جا به جز من و اقاجری ، اقای حسین حیدری از اعضای سازمان مجاهدین نیز زندانی بود که ۱۲ سال حبس کشیده بود و ان روزگار رای باز شده بود تا یک سال بعد ازاد شود. حیدری دوست عزیز ما بود اما این امکان وجود نداشت که متن را به بیرون از زندان ببرد. فرد دیگری نیز نبود. تا این که من با یکی از زندانیان عادی که جرم او قاچاق مواد مخدر بود صحبت کردم. او ادم نترس و در عین حال با شعوری بود که برای من و دکتر احترام قایل بود. دلیل این احترام نیز سیاسی بودن ما بود. من با او صحبت کردم و چون رای باز بود و یک هفته بیرون و یک هفته داخل زندان بود به راحتی از این امر استقبال کرد و متن را به بیرون از زندان منتقل کرد ولی این امکان وجود نداشت تا ان را به دوستان من بدهد. به همین دلیل با یکی دیگر از زندانیان عادی اما جسور که او هم رای باز بود صحبت کردم و قرار شد او متن را در بیرون از زندان از اولی بگیرد و با ایمیل کیانوش سنجری را در جریان بگذارد. از این طریق بود که این متن به دست کیانوش رسید و پس از تایپ به اقای زارع زاده داده شد و او برای انتشار ان کوشش کرد. تا این که گویا دوستان حزب دموکرات کردستان این متن را در خارج از مرزها در چند هزار نسخه به  چاپ می رسانند اما حتا یک نسخه ی ان به دست من نرسیده است. ۵-۶ سالی بود که در به در، دنبال ان می گشتم و متاسفانه کیانوش و زارع زاده نیز نسخه ای از ان در دست نداشتند. تا این که چند روز پیش در حال جستجو در گوگل بودم که از ان جا به سایتی به نام بالاترین و از ان جا به یک وبلاگ به نام "گرمن ز می مغانه مستم هستم" رسیدم که این متن را در ان گذاشته بود و من نیز دانلود کردم و از او سپاسگذارم و وبلاگش را نیز لینک دادم که می توانید ببینید..اگر بتوانم ان را در چند شماره تقدیم می کنم اما شما خود نیز می توانید ان را یک جا دانلود نمایید. برای این که به صورتی است که امکان بخش بخش کردن ان سخت است و به اصطلاح پی دی اف شده است.  همان گونه که اشاره کردم این متن تا ان تاریخ یعنی پاییز سال ۱۳۸۲ است و پس از ان و به ویژه با حکمی که اقای حداد برای من صادر کرد و اتفاقات بعدی اگر قرا بود نوشته شود موضوع بسیار جدی تر می بود. البته متناسب با ان دوران پیشنهادی نیز برای ائتلاف نیرو ها مطرح شد که پیوست این کتاب است که شاید بخش هایی از ان از موضوعیت افتاده باشد و در شرایط فعلی مطرح نباشد. متن کتاب به این شرح است:بخش اول: 

اقتدارگرایان علیه حقوق بشر

گزارشی در اثبات

عدم استقلال قوه قضائیه رژیم جمهوری اسلامی

حشمت الله طبرزدی پاییز/۱۳۸۲/

تهران/ زندان اوین/ بند /٣۵٠


  • آخرین ویرایش:-

 
گفتگو محمود جعفری با آقای کورش زعیم


عضو هیئت اجرائی و مسئول روابط عمومی جبهه ملی ایران

4 اردیبهشت 1388

محمود جعفری
چندی پیش بیانیه­ای با عنوان «ائتلاف ملی برای دموکراسی و حقوق بشر در ایران» و با امضای بسیاری از شخصیتهای ملی، از جمله تعدادی از رهبران جبهه ملی منتشر گردید. جبهه ملی ایران و دیگر شخصیتهای ملی فورا اصالت آنرا تکذیب کردند. در این رابط گفتگوئی داریم با آقای زعیم عضو هیئت اجرائی و مسئول روابط عمومی جبهه ملی ایران:

1-آقای زعیم، اخیراً بیانیه­ای با عنوان «ائتلاف ملی برای دموکراسی و حقوق بشر در ایران» و امضای بسیاری شخصیتهای ملی از جمله تعدادی از رهبران جبهه ملی منتشر گردیده. جبهه ملی ایران و دیگر شخصیتهای ملی فورا اصالت آن بیانیه را تکذیب کردند. میتوانید درباره منشاء این اطلاعیه و علت تکذیب آن توضیح بدهید؟

کورش زعیم: چند ماه بود که شخصیت هایی از سازمانهای گوناگون سیاسی و مردم نهاد مدنی خارج از حاکمیت برای یافتن راهکار و ارزیابی مشترکات خود در حال گفتگو بودند. محور این گفتگوها رسیدن به دموکراسی و رعایت حقوق بشر در ایران بود. از رهبری و شورای مرکزی جبهه ملی ایران نیز شماری در برخی از این نشست ها شرکت می کردند. پیش نویس بیانیه ای پیشنهاد شده بود که هنوز اصلاحات لازم در آن نشده و به تصویب هم نرسیده بود. خبر نشست برخی گروه های سیاسی و نهادهای مدنی و سطح بالای شخصیت هایی در این نشست ها حضور پیدا می کردند، حاکمیت جمهوری اسلامی به وحشت انداخت که مبادا زمینه برای (بقول خودشان) انقلاب مخملین فراهم می شود. در اواسط اسفند ماه به میزبان این نشست ها از سوی منابع امنیتی اخطار شد که جلسات را تعطیل کنند و بیانیه ای هم منتشر نکنند.

مسئولان اطلاعاتی و امنیتی که به متن پیش نویس بیانیه توسط جاسوسان خود دست پیدا کرده بودند، سناریویی برای خنثی کردن این حرکت و مخدوش کردن آن طراحی نمودند و بر پایه آن بی درنگ یک سایت اینترنتی بنام "ائتلاف ملی" طراحی و براه انداختند که در آن فقط این پیش نویس درج شده است. آنگاه برای ایجاد ابهام و اختلاف میان سازمانها و حزب های ملی و سرازیر شدن سیل تکذیب، نام همه حزب ها و سازمانهای سیاسی بیرون از حاکمیت را که هیچکدام حضور نداشتند همراه با چند نفر از شخصیت های شناخته شده سیاسی را که برخی هم حضور نداشتند، بنام "امضاء ها" زیر آن گذاشتند.

این نشست ها به هیچ وجه به حزب ها و سازمانهای سیاسی ارتباط نداشت و هیچ شخصیتی هم زیر هیچ بیانیه ای را امضاء نکرده بود. دلیل اینکه شماری از شخصیت و حزب های سیاسی از جمله جبهه ملی ایران (که توسط خود من منتشر شد) امضاهای خود را تکذیب کردند همین بود. سیستم اطلاعاتی کشور ظاهرا به هدف خود رسید و آنچه را تصور می کردند یک ائتلاف یا همبستگی بزرگ است حنثی کرد.البته برخی از ما هم فریب این ترفند را خوردیم و ندانسته در راستای هدف سیستم اطلاعاتی، مخالفت با موضوع را دامن زدیم. ولی من تصور می کنم که سیستم اطلاعاتی جمهوری اسلامی و نیز آنان که ندانسته همراه شدند، با این حرکت که نشانه ناتوانی در آینده نگری است مرتکب اشتباه بزرگی گشتند. امیدوارم از این پس نسبت به اینگونه توطئه ها هشیار باشیم و در میان ما حسین مکی و مظفر بقایی و شمس قنات آبادی دوباره ظهور نکنند. ائتلاف ها و همبستگی ها در شرایط کنونی ضروری هستند و باید و خواهند انجام گرفت.

2- شرایط کنونی کشور طوری گردیده که جامعه جهانی ایران را مخل آسایش خود می‌داند و همسایگان ما هم با نظر تحقیر به ما می‌نگرند و حتی چشم طمع به ایران ما دارند. جمهوری اسلامی نیز قادر به حل مشکلات داخلی وخارجی خود نمیباشد و کشور در یکی از بدترین شرایط تاریخی خود دست به گریبان مشکلات است. به نظر شما و جبهه ملی ایران، اپوزیسیون چگونه میتواند حکومت و دولت اسلامی را بچالش کشیده و ایران را از خطرات احتمالی نجات دهد. برنامه شما برای آینده چیست؟

کورش زعیم: مسایلی که جمهوری اسلامی بوجود آورده محدود به اینها که شما عنوان کردید نیست. مسایل بی شمار و بسیار دشوار هستند. جبهه ملی ایران همیشه در چالش با جمهوری اسلامی بوده، زیرا جمهوری اسلامی در طی این سی سال، حتی یک سال حاکی از عقلانیت هم از خود بروز نداده است. همه سازمانهای سیاسی ملی و وطن پرست درباره یافتن راه حل در اندیشه و کنکاش هستند و جبهه ملی ایران هم از این قاعده مثتثنی نیست. ولی راهکارهای عملی وقتی نپخته یا زودهنگام اعلام شوند، امکان موفقیت خود را از دست می دهند. شما وقتی در سنگر نشسته اید، پیش از اینکه سرتان را بالا آورید، کلاهتان را سر نیزه می کنید تا موقعیت و واکنش دشمن را تشخیص دهید.

3- جبهه ملی ایران بعنوان قدیمی ترین سازمان سیاسی و مردمی در گردهم آوردن نیروها واحزاب وسازمانهای مردمی درونمرز یا سایر نهادهای صنفی چه اقداماتی کرده و چه در پیش دارد؟

کورش زعیم: جبهه ملی ایران به گردهم آوردن سازمان های سیاسی ملی بیرون حاکمیت اعتقاد دارد و همیشه در این راه تلاش نموده است. ولی چون ما همیشه روی مواضع خود که همانا اصول و منشور جبهه ملی است ایستاده و اعتقاد و علاقه ای به آزمایش امکان اصلاح نظام موجود نداشته ایم، نتوانسته ایم در ائتلاف یا همبستگی با سازمانهایی که در تلاش های مکرر و خوش بینانه به اصلاحات دل بسته بوده اند موفق گردیم. ولی، با توجه به اینکه اکنون همه این سازمانهای سیاسی و مدنی پس از سرخوردگی های پی در پی در حال درون نگری و ارزیابی مجدد مواضع و تاکتیک های خود هستند، شاید آینده اینگونه همبستگی ها چندان تاریک نباشد.

4- جبهه ملی ایران برای گسترش نیروی مردمی خود چه برنامه هایی در پیش رو دارد؟

کورش زعیم: نیروهای مردمی جبهه ملی ایران نیروهای بالقوه هستند. جمهوری اسلامی امکان سازماندهی این نیروها را به ما نمی دهد و فعالیت های جبهه محدود به خبر رسانی های اینترنتی و برپایی نشست های درون سازمانی است. تا آزادی های مدنی و شهروندی برقرار نشود، جبهه ملی نمی تواند ارزیابی دقیقی از گستره نفوذ خود در میان مردم داشته باشد.

5 - آقای زعیم انتخابات ریاست جمهوری در ایران نزدیک است نظر شما در مورد این انتخابات چیست؟ و آیا اصولا جبهه ملی شرایطی برای انتخابات آزاد در حکومت اسلامی مشاهده میکند؟

کورش زعیم: در حال حاضر، شرایط انتخابات پیش رو با روشهای گذشته تفاوتی ندارد. اما ما عجله ای در اعلام موضع رسمی، که در صورت استمرار شرایط حاکم تفاوتی با مواضع جبهه ملی ایران در گذشته نخو.اهد داشت، نداریم. رویدادها و تحولات شش ماه گذشته نشان داده که هنوز باید منتظر رویدادهای تاثیرگذار بیشتری باشیم.


  • آخرین ویرایش:-

  گزاره ی اول:چند سال پیش و در جریان جنگ امریکا و متحدانش با صدام و حزب بعث عراق، چهار ایرانی به اتهام اقدامات تروریستی در کردستان عراق و از سوی نیرو های امریکایی بازداشت شدند. این چهار نفر به  ادعای دولت اسلامی به عنوان دیپلمات در ان کشور فعالیت می کردند. دولت اسلامی اما این اتهامات را رد کرد. اما امریکا همچنان بر ادعای خود پای فشرد  و اینک ۵سال است که ان چهار ایرانی در بازداشت به سر می برند. جالب این است که نه محاکمه ی علنی برگزار شده و نه دادگاهی ان هارا محکوم کرده و نه دارای وکیل مدافعی هستند. اما تا هر زمانی امریکا صلاح بداند این چهار تن در زندان خواهند ماند. در این باره البته افکار عمومی تا حدود زیادی قانع شده است که لابد این چهار ایرانی تروریست هستند. یعنی با وجود این که امریکا هیچ لزومی ندیده است که برای ادعای خود ادله ی محکمه پسند ارایه دهد اما افکار عمومی را علیه خود نشورانده و همچنان حق به جانب عمل می کند.                                                                                                                                 حال این گزاره ی دوم را نیز در نظرداشته باشید:دولت اسلامی حاکم بر ایران یک روزنامه نگاری که پدرش ایرانی است و طی چند سال اخیر در ایران با مجوز ارشاد اسلامی به کار روزنامه نگاری مشغول بوده است را بازداشت می کند و پشت در های بسته اورا محاکمه کرده و به اتهام جاسوسی به ۸ سال حبس محکوم می کند. دولت اسلامی نیز حاضر نیست ادله ی محکمه پسند برای این اقدام خود ارایه دهد اما در این مورد اخیر افکار عمومی به صورت یک پارچه این دولت را محکوم  می کند.              


  • آخرین ویرایش:-
دوشنبه 3 فروردین 1388  01:01 ب.ظ

پیام نوروزی مهندس طبرزدی.                                                                                                 هم میهنان گرامی این عید سعید باستانی را به همه ی شما شاد باش می گویم وسال ۱۳۸۸ را سال ازادی از بند اسارت استبداد دینی ارزو می کنم. از خدای ایران و اهورای پاک می خواهم تا ملت ایران از هر عقیده و نژادو جنسیت و صنف و با هر خواسته و پیشه را پیروز و سر بلند بدارد.پایان سال ۱۳۸۷ خورشیدی مصادف شد با مرگ دو تن از عزیزانمان اقایان امیر حشمت ساران و امید رضا میر صیافی در زندان های رژیم اسلامی.امید که در ایران هیچ زندانی نباشد و دیو خشونت و جهل و استبداد سیاه از سرزمینمان برای همیشه رخت بر بندد. در صحنه ی سیاسی، اقای احمدی نژاد و دولت امنیتی نظامی اش با حمایت رهبر جمهوری اسلامی و بخشی از نیرو های نظامی که زندگی را بر همگان تیره وتار کرده اند،می روند تا انتخاباتی پرتغلب و فرمایشی را برگزار نمایند و در بوق های تبلیغی خود بدمند که ملت بار دیگر به صحنه امده و به کاندیدای مورد حمایت رهبر رای داده است!اما در مقابل ،ملت نیز تصمیم دارد تا با حرکتی مستقل از اراده ی رژیم و کاندیدا های مورد تایید ،از حق خود ازادانه استفاده نماید. برای این که به خوبی در یافته  که تا این حکومت هست،فقر و بیکاری و سرکوب و ناشادمانی و غم واندوه نیز هست. هم میهنان گرامی، در همین رابطه بخش وسیعی از نیرو های ازادی خواه و عدالت طلب شما ملت بزرگ،در درون مرز دست به ائتلافی فراگیر تحت نام ،،ائتلاف ملی برای دموکراسی و حقوق بشر در ایران ،، زده اند که در ۱۴ فروردین اعلام خواهد شد. امید است با پشتیبانی از این حرکت نو،گام بزرگی برای رهایی خود و حرکت به سوی دموکراسی و حقوق بشر برداریم. هم میهنان گرامی،ما ملتی هستیم با پشتوانه ی عظیم فرهنگی و تاریخی و به همین دلیل صلاحیتمان برای داشتن حکومتی دموکراتیک بیش از بسیاری از ملت های دیگر است که قرن ها از ما پیش افتاده اند. بکوشیم با اتحاد،از خودگذشتگی وتلاش و اگاهی ،از وضعیت موجود خود را رها سازیم. اتحاد و از خودگذشتگی و امید راه رهایی ماست. به این راه روشن و ریسمان مستحکم چنگ بیاویزیم و نگران سرکوب و تزویر رژیم نباشیم.ما نباید منتظر بمانیم تا رژیم اسلامی با تایید کاندیدا هایی سراسر وابسته و غیر مردمی و راه انداختن ماشین تبلیغ و تزویر،از ما بخواهد تا در نمایش انتخاباتی اش شرکت کنیم. بلکه می بایست با بی اعتنایی به برنامه های ان ها،و تحریم نمایش ها، خود به فکر چاره بوده و از ائتلافی حمایت کنیم که خواهان جدایی دین از حکومت ومخالف صریح نظارت استصوابی است.  سرکوب های اخیر پیروان رهبر و احمدی نژاد، برای این است که مخالفان دولت نظامی امنیتی احمدی نژاد و مخالفان نظارت استصوابی را مرعوب ساخته و بار دیگر یک رییس جمهور مورد تایید را بر کرسی قدرت بنشاند. با اگاهی از وضعیت موجود و نا به سامانی های اجتماعی و اقتصادی،باید اگاهانه عمل کرد.من با اگاهی از نیروی ملت و با امید به اینده ای روشن به مبارزات دموکراتیک خود ادامه داده وبرای همگان سال خوبی را ارزو می کنم. زنده باد ازادی-گسسته باد زنجیر استبداد-برقرار باد دموکراسی/حشمت اله طبرزدی/دبیرکل جبهه ی دموکراتیک ایران/۱/فروردین/۱۳۸۸ خورشیدی


  • آخرین ویرایش:-
دوشنبه 3 فروردین 1388  12:52 ب.ظ

آمد نو بهار

         طی شد  هجر  یار

مطرب نی بزن

         ساقی   می   بیار

 

 

زمستان رفت، طبیعت بیدار شد، بهار آمد. گذشت سرما، عطر گلها و سبزی گیاهان و رنگ شكوفه ها این پیام را با خود دارد كه طبیعت هر كولاك و سرما و خشكی را باتوان و قابلیت عمیق خود به گرمای امید بخش و سرسبزی و طراوت تغییر می دهد؛ و این تغییر آنچنان به جا و به موقع است كه اگر مدتی نه چندان زیاداین تحول به تأخیر بیفتد، آناگاه امید به روییدن دانه ای و یا چشم به شكوفایی درختان در آن سال رو به زوال خواهد  نهاد و دیگر حفظ بقا به راحتی به خطر می افتد.

 این پیام، پیامی تنها در گسترده طبیعت و اكولوژی نیست بلكه می توان به خوبی از آن درس ضرورت وجود تغییرات حقیقی و عمیق را حس كرد آن هم در سطح مناسبات اجتماعی و سیاسی هر جامعه و حكومت به هنگام عبور جامعه از آستانه تحملش در مقابل انواع فشارهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی. در این عرصه ها هم  می توان انتخاب و هوشمندی طبیعت را استعاره ای از انتخاب و سیاست گذاری عاقلانه یك حكومت آگاه دانست كه به خوبی تشخیص می دهد، چه تغییری ضروری است تا بنیانش در حفظ تعادل نیازهای جامعه اش برقرار باشد.

عدم تشخیص حقایق و عدم انتخاب ضروریات برای هر حكومتی چیزی جز عصر یخبندان منافعش را به بار نمی آورد.

باشد تا همگان از هوش و تشخیص دقیق و زمانسنجی طبیعت درسی در جهت حفظ بقای خویش به شكلی قابل قبول و بادوام بگیریم، هر چند بارها در طبیعت عصر یخبندان به وجود آمده و باز طبیعت دوباره به شكلی بهاری رخ نموده است.


  • آخرین ویرایش:پنجشنبه 6 فروردین 1388
  • تعداد کل صفحات :3  
  • 1  
  • 2  
  • 3  
آخرین پست ها